الشيخ أبو الفتوح الرازي

218

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و كيست ستمكارتر از آن كس كه فرا بافت ( 1 ) بر خداى - عزّ و جلّ - دروغ يا به دروغ داشت به حق و راستى چون آمد به دو ( 2 ) ، اى ( 3 ) نيست در دوزخ جايگاه ( 4 ) كافران را . و آنان كه جهاد كردند در راه ما ، هر آينه بنماييم ايشان را راههاى ما ، و بدرستى كه خداى تعالى با نيكو كاران است . قوله تعالى : * ( وَلا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) * - الاية ، حق تعالى در اين آيت نهى كرد مؤمنان را از آن كه مجادله كنند با اهل كتاب ، الَّا به وجهى كه نكوتر باشد . قتاده گفت : آيت منسوخ است به آيت قتال ، و دگر مفسّران گفتند : محكم است و حكمش برجاى خود است براى آن كه ممكن است جمع كردن ميان مجادلهء نيكو و ميان قتال ، براى آن كه به اوّل نوبت دعوت بايد كردن و ايشان را به حجّت [ باراه ] ( 5 ) حقّ خواندن و آنچه طريق محاجّه و اظهار حجّت است بر ايشان عرض كردن ، چون قبول نكنند آنگه قتال كردن . پس حق تعالى فرمود رسول را و نايبان او را كه : چون دعوت كنى ايشان را و با ايشان محاجّه و مجادله كنى ، بر وجهى ( 6 ) هر كدام نكوتر كنى تا ايشان به ايمان نزديك باشند . و گفت شما ايشان را لطف باشد . و اصل « جدل » و « جدال » ، فتل ( 7 ) خصم باشد از حجّتش ( 8 ) به طريق حجّت ( 9 ) ، و منه ( 10 ) حبل مجدول ، اى محكم الفتل ، و منه الاجدل للصّقر و الجديل للزّمام ( 11 ) من الادم . و گفتند : اشتقاق « جدل » از جداله است و هى الارض ، و آن آن است كه هر يكى از

--> ( 1 ) . آب ، مش : افترا كند . ( 2 ) . آط : چون با او آيد ، آب ، مش : چون آيد به او . ( 3 ) . آب ، مش : آيا . ( 4 ) . آب ، آج ، لب ، مش مر . ( 5 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد . ( 6 ) . آج ، لب : وجه . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، مش : قتل . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آل : مذهبش . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آل : محاجّه . ( 10 ) . آط ، آب ، آز : مثله ، آج ، لب ، مش : مثل . ( 11 ) . چاپ شعرانى ( 9 / 27 ) المجدول .